تست شناخت شخصیت..

اگر مایلید اطلاعات بیشتری در مورد شخصیت خودتان و خصوصیاتی که باعث می‌شوند دیگران، شما را بیشتر دوست داشته باشند، پیدا کنید، به تست زیر با کمال صداقت پاسخ دهید.

۱- فرض کنید شما مشخصه‌ی صورت کسی می‌باشید، کدام قسمت از صورت او هستید؟

الف - چین وچروک  ب - لکه  ج - خال زیبایی  د - کک‌ومک  ت - لبخند

۲- دوست دارید چه نوع پرنده‌ای باشید؟

الف - شباهنگ  ب - جغد  ج - عقاب  د - فلامینگو   ت - پنگوئن

۳- کدام‌یک از آلات موسیقی را دوست دارید؟

الف - پیانو ب - ویلون   ج - سازدهنی  د - گیتار  ت - دف

۴- کدام‌یک از برنامه‌های تلویزیونی برای شما جالب‌تراست؟

الف – اخبار و برنامه‌های مستند  ب - فیلم‌های درام و زندگی‌نامه  ج - هیجانی و پلیسی  د – عشقی و ماجرایی  ت – کمدی و کارتون

۵- کدام‌یک از بازی‌های شهربازی را بیشتر دوست دارید؟

الف - هیچ‌کدام ب - قطار یا قایق  ج - نمایش و اجرای کمدی  د – چرخ‌وفلک و وسایلی که سریع می‌چرخند  ت - ترن‌های هوایی سریع‌السیر

۶- آیا شما به اشتباهات خوتان می‌خندید؟

الف - هرگز  ب - به‌ندرت  ج - برخی مواقع  د - به‌طور معمول  ت – همیشه

۷- اگر دوست شما سربه‌سرتان گذاشت، چه عکس‌العملی نشان می‌دهید؟

الف - عصبانی می‌شوید   ب - ناراحت می‌شوید  ج – برای‌تان جالب است   د – تلافی می‌کنید  ت - چندین برابر تلافی می‌کنید

۸- اولین چیزی که صبح موقع بیدارشدن به فکرتان خطور می‌کند، چیست؟

الف – کار و یا تحصیل ب – مشکلات زندگی  ج - صبحانه  د - روزی که در پیش دارید  ت – کاری که تا شب انجام خواهید داد

۹- در زندگی‌تان چه شعاری دارید؟


الف - وقت طلاست ب - سحرخیز باش تا کامروا باشی ج – آن‌چه برای خود می‌پسندی، برای دیگران هم بپسند د – زندگی‌کن و به دیگران هم اجازه‌ی زندگی‌کردن بده ت - بی‌خیال باش ” هرچه بادا باد “

۱۰- آیا به همه‌ی حیوانات علاقه‌مندید؟

الف - هرگز ب – تعداد کمی از حیوانات   ج - برخی از حیوانات  د - بیشتر حیوانات  ت - تمام حیوانات

۱۱- شما لبخند می‌زنید؟

الف - هرگز   ب - به‌ندرت   ج - گاهی‌وقت‌ها   د - اغلب  ت – آن‌قدر زیاد که برخی فکر می‌کنند دیوانه هستم

۱۲- نظر دیگران راجع‌به شما اغلب کدام مورد است؟

الف - بی‌رحم  ب - سرد و بی‌احساس ج – زیبا  د - دوست‌داشتنی   ت -  خوش‌گذران

۱۳- شما احساس عشق و قدردانی خود را نشان می‌دهید؟

الف - هرگز ب - به‌ندرت ج - گاهی د - اغلب  ت - حداکثر تا جایی که امکان دارد

۱۴- شما اعتقاد دارید که برای شاداب‌بودن، باید ساعت‌هایی از روز را فقط صرف خودتان کنید؟

الف - هرگز  ب - به احتمال زیاد نه  ج - گاهی  د - بله  ت - البته، تا جایی که امکان دارد

۱۵- آیا زندگی شما با برنامه‌ریزی پیش می‌رود؟

الف - حتی در تعطیلات هم برنامه‌ریزی می‌کنم  ب - همیشه برنامه‌ریزی می‌کنم  ج - بستگی به روز هفته دارد  د - در‌صورت امکان اجازه می‌دهم که خودش پیش‌آید  ت – همیشه بدون برنامه‌ریزی روزها را طی‌می‌کنم

ادامه نوشته

حرفهای قشنگ از  بزرگان

-         فاجعه بزرگ زندگي در هلاك انسان نيست بلكه در دست شستن از عشق ورزيدن است. و.سامراست موام

 -         شكستي نيست مگر دست كشيدن از تلاش... ويليام ليون فلپز

 -         پذيرش به معناي وادادن نيست.

-         انعطاف بيشتر نشلنه عدم اجبار است

-         با اين همه رنگهاي تماشايي كه در جهان هست .مايه شرمساري است كه اگر بخواهيم همه چيز را سياه  يا سفيد بدانيم .    دنيس ر.لتيل

-         در هر سني زيستن با عشق معناي ساده اش اينست كه اموخته ايم عشق را زنده نگه داريم.

-         عشق سالخورده همانند شراب سالخورده است. ارضاكننده تر طراوت بخش تر مقبول تر و مست كننده تر است

-         مطلب عمده در مورد پيري اينست كه سنيني را كه گذرانده ايد از دست نميدهيد .. مادلن لانژل

-         زندگي عشق هميشگي هست ..

-         هرگز هيچ كس حتي شاعران گنجايش دل را اندازه نگرفته اند .

-         خودم مهمتر از مسائلم هستم

-         انجا كه نوري نيست ادم خوشبين شايد پرتوي ببيند . ولي بدبين چرا همواره ميخواهد انرا خاموش كند

-         بعضي ها از ان بيم دارند كه با از ميان رفتن زيبايي عشق نيز از بين ميرود .اين افراد شناخت ناچيزي از عشق دارند و اعتباري براي خود قائل نيستند .در حقيقت قضيه برعكس است .زيبايي فقط زماني فنا ميپذيرد كه عشقي در كار نباشد.

-         هيچ چيز به سيما به شكل يا به خلق و خوي زيبايي افرينتر از نشاط افريدن و پرهيز از ازار ديگران نيست .   رالف والدو امرسون

-         چيزي عوض نميشود .ماييم كه دگرگون ميشويم .

-         ارتباط عاشقانه چنان مارا از غناي دروني سرشار ميكند كه بزرگترين لذتهاي بيروني در برابرش به لحظه اي بي اعتبار و گذرا ميمانند .

-         آدمي غنا ميخواهد ميخواهد ارضا شود.

-         حقيقتهاي بسياري هست كه نميتوتن معناي كاملشان را دريافت. مگر انكه از راه تجربه شخصي بدست ايد .

-         كسي كه فرصت برآوردن نياز ديگري را از دست ميدهد يكي از غني ترين تجربه هايي را كه زندگي ارائه ميكند از دست داده است

-         اگر به شما عشق ورزيده ميشود .عشق بورزيد و شايسته اين عشق باشيد.

-         عشق مسابقه نيست .در عشق فقط زماني برند ه ايم كه ياري و اشتي و غمخواري در ميان ما برقرار باشد . وقتي در اين فنها استاد شديم انوقت همه برنده اند.

-         آنكه در دامان عشق آرام ميگيرد آنسوي پرده هاي پندار چشم ميگشايد.

-         پيام دوستت دارم چيزي نيست كه بدون گفتن حاصل شود

چگونه پیشنهاد ازدواج دهیم؟

چگونه پیشنهاد ازدواج دهیم؟

1- مطمئن گردید که فرد مناسبی را برگزیده اید: واضح است نه! امــا حـقـیقت امر آن است که ازدواج چیزی نیست که بخواهید بـخاطـر انــگیــزه هــای آنــی وارد آن گردید. ممکن است شما دیوانه وار همدیگر را دوست داشته باشید اما اگر هــمسرتان خواهان فرزند باشد اما شما نه، ازدواج شما قطعا زیاد دوام نخواهد آورد و یا آنکه ارزشهای شما با ارزشهای همسرتان متفاوت باشد. اگر در مورد فردی که میخواهید با وی ازدواج کنید تردید دارید، بهتر است بیشتر درباره آن بیاندیشید.

2- مطمئن شوید هر دوی شما آمادگی دارید: پیـش از آنـکه پیـشنهاد ازدواج دهید درباره آن که در زندگی بدنبال چه اهدافی میباشید، حتــی اهداف ۵۰ سال آینده خود با یکدیگر صحبت کنید. هر چه بیشتر بــا یـکدیگر در مــورد آن چـه بــرای شـما حائز اهمیت میباشد گفتگو کنید بیشتر متوجه آن میگردید که آیا با یکدیگر تفاهم و سازگــاری داریـد یــا خیر. همچنین باید از لحاظ مالی آمادگی داشته باشید. اگر شما قادر نیستــیـد کــه مخارج خود را تامین کنید، بهتر است نامزدی خود را به تعویق بیاندازید. 

3- از پدر و مادر وی اجازه بگیریـد: شـما ابـتـدا باید بدانید که آیا اگر پـیش از ازدواج با پدر و مادر وی مشورت کرده و اجازه بخواهید، آنها را خوشنود میسازد یا خیر. ایـن نـکته شـایـد عـجیـب بـــنظر آید اما شما که نمی خـواهید پـدر زن و مادر همسر آیـنـده خود را برنجانید؟ این عمل برای آنکه دلشان را بدست بیاورید بسیار موثر خواهد بود.

4- بطریقی پیشنهاد بدهید که خوشایند وی باشد: به پیـشنهاد ازدواج هـمچون یک هدیه به بانوی زندگی خود بنگرید. آن را بـطریقـی طـرح ریزی کنید که باب میل و سلیقه وی بوده و مطابق با شخصیتش باشد. آیا وی رومـانتـیـک اسـت و یـا اهـل تـفریح و شوخ طبعی؟ آیا میل دارد بطور محرمانه از وی خواستـگـاری کنـیـد و یا روی دیــوار درخـواست خود را بنوسید؟

5- در باره هدیه دادن به وی تصمیم بگیرید: بـرای دختـرهـا و زنـان هیچ چیز مبهوت کننده تر از یک هدیه غیر منتظره و غافلگیر کننده حلقه برلیان نمی بـاشد. امـا اگـر تـوان مالی شما اجازه این کار را به شما نمیدهد، برای یک حلقه مناسب بودجه شما کفایت میکند. اما حتما پیش از آنکه حلقه را خریداری کنید از نوع سلیـقه وی اطلاع یابـید. ایـن کار را میتوانید با سوال کردن از دوستان و یا خانواده وی و یـا مشـاهـده نوع جواهرآلاتی که وی استفاده می کند انجام دهید. اما بسیاری از دختران تـمایـل دارند هنگام انتخاب حلقه خودشان حضور داشته باشند. بهرحال باید به خواسته های وی احترام بگذارید. 

6- مطمئن گردید پاسخ وی مثبت میباشد: هنگامیکه پیشنهاد ازدواج میدهید، بـاید مطمئن باشید که پاسخ وی ''بله'' خواهد بود. شما میباست از قبـل در مــورد ازدواج بـه انــدازه کافی صحبت کرده و کــامـــلا از آن چه طرف مقابل از یک شریک زندگی بلند مدت انتظار دارد، آگاهی یافته باشید. درست است که میخواهید پیشنهاد ازدواج شــما برای او سورپریز باشد اما نباید بی مقدمه دست به این کار بزنید.

7- افراد زیادی را از قصد و تصمیم خود آگاه نسازید: شـما مـمکن اسـت وسوسه شوید که قصد خود را با دوستان و خانواده خود در میان بگذارید. امـا عـاقلانه تر آن است که این خبر را تنها با یکی دو تا ازدوستان و یا نزدیکان صمیـمــی خود در میان گذاشته و به آنها اطمینان داشته باشید که رازدار و محرم اسرار شما میباشند.

8- پیشنهاد خود را از حفظ نکنید: صرفنـظر از آنـکه کـجـا و چــگـونــه پــیشنهاد ازدواج می دهــید، باید آن با نهایت صداقت و ابراز عشق حقیقی شما نسبـت بـه وی هـمــراه باشد. از قبل در مورد حرفهایی که میخواهید به او بـزنــید یادداشت بردارید اما دقیقا آنها را از بر نکنید. در آن لحظه به وی بگویید که چرا وی یـک فرد استـثـنایی بـوده و چـرا شما خواهان آن میباشید که باقی عمر خود را با وی سپری کنید. بـایـد جملات شما از دلتان برآید او میخواهد با یک مرد ازدواج کند و نه یک ربات!

9- مکان و زمان مناسب را بیابید: مکانی کـه پیـشـنهاد ازدواج مـی دهـید می تواند: رسـتوران، پارک، سینما و یا لب دریا باشد.اما بهتر است مکانی انتخاب گردد کــه بــرای هر دوی شما خاطره انگیز بوده و شما را به یاد خاطرات گذشته بیندازد. فـاکتور زمان نیز بسیار مهم می بـاشــد اگر وی شرایط سختی را سپری می کند، اگر خسته و یا گرفتار دغدغه های شخصی و شغلی خود میباشد و یا آنکه از دست کسی عصبـانـی اسـت، زمان مناسبی برای این کار نمیباشد. 

10- او را دستپاچه نکنید: شما ممکن است بخواهیـد پیـشنـهاد خود را برای جهانیان فریاد بزنید و یا حداقل برای همسایگان مجاور خود! امـا مـراقب باشیـد اشـتـیاق بـی حد شما کار دستتان ندهد. اگر وی شخص درونگرا بوده و از آن که مـرکز تـوجـه دیـگـران واقع گردید بیزار میباشد، بهتر است این کار را بطور خصوصی با وی در میان بگذارید.

11- انتظار همه نوع پیشامدی را داشته باشید: صـرفنـظر از هـمـه نقشه ها و طرح ریزی ها، امکان دارد امور دقیقا آن طوری که شما و یا وی تصور میکردید پیـش نرود. خود را برای واکنشهای احتمالی آماده کنید.او مـمکن است دستپـاچـه شـده و یا هیجان زده گـردد و یـا آن که کاملا آرام و بی تفاوت باقی بماند. وی ممکن است بگوید: ''بله-خیـر'' و یــا ''شاید''. شمـا مـمکن است تصور کنید وی را کاملا می شناسید امـا از پـیـش داوری و آنکه پاسخ وی چگونه خواهد بود پرهیز کنید چون ممکن است مایوس گردید.

12- اگر پاسخ وی منفی بود مایوس نشوید: هـمـواره احـتـمال آن کـه وی ''نه''بگوید وجود دارد. اما دلسرد نشوید با او صحبت کنید و علت عــدم آمـادگـی وی را جـویا گردید. وی ممکن است تـنـها بـه زمـان بـیشتـری نـیـاز داشتـه بـاشـد و یا آن کـه اصلا وی دختر مناسبی برای شما نباشد. اگر این طور باشد بهتر است همین حالا پی بـه آن بـبـرید تا آنکه پس از ازدواج.

13- خیلی زود و یا خیلی دیر پیشنهاد ندهید: زمـان معـیـنـی برای پیشنـهاد ازدواج وجود ندارد اما بهتر است پس از تنها گذشت ۲ هفته از آشنایی خـود بـا وی پـیشـنــهاد ازدواج ندهید! زمان پیشنـهاد ازدواج هنـگامی اسـت کـه شـمـا بـــرای مــدتــی کافی به یکدیگر متعهد شده باشید. همچنین زیاد وقت را تلف نکنید شجاع باشید و حـرف دلتان را بزنید. اگر هم خیلی هم کمرو می باشید، می تـوانـید پیــشنهاد خود را در قالب نامه برای دختر مورد علاقه خود ارسال کنید.

14-اخرش هم یه رای به این وبلاگ بدید!!!!

دکتر علی شریعتی و عشق....

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری دوم www.pichak.net كليك كنيد
دنیا را بد ساخته اند
 
 کسی را که دوست داری تو را دوست نمی دارد
 
 کسی که تو را دوست دارد تو دوستش نمی داری
 
اما کسی که تو دوستش داری و او هم تو را دوست دارد
 
 به رسم و آیین هرگز به هم نمی رسند
 
 و این رنج است. زندگی یعنی این ....

دکتر شریعتی

معنی اهنگ زیبای  -  Because You Loved Me  با صدای Celine Dion

Because you loved me By : celine Dion ...برنده اسکار و بهترین اهنگ سال(97)



Celine Dion - Because You Loved Me

************************************************** ***************
For all those times you stood by me

برای تمام لحظاتی که در کنارم بودی

For all the truth that you made me see

برای تمام حقایقی که در پیش رویم گذاشتی

For all the joy you brought to my life

برای تمام شادی هایی که به زندگیم بخشیدی

For all the wrong that you made right

برای همه سختی هایی که تو هموار ساختی

For every dream you made come true

برای همه رویاهایی که به حقیقت تبدیلشون کردی

For all the love I found in you

برای همه عشقی که در وجودت شناختم

I'll be forever thankful baby

تا ابد تو را سپاسگزارم عزیزم


You're the one who held me up

این تویی که بمن اوج میدی

Never let me fall

اجازه سقوط بهم نمیدی

You're the one who saw me through through it all

این تویی که در هر شرایطی حامی من هستی

You were my strength when I was weak

در زمان ضعف تو بمن قدرت بخشیدی

You were my voice when I couldn't speak

در ماتم سکوت تو صدایم بودی

You were my eyes when I couldn't see

در زمان کوری تو دیدگانم بودی

You saw the best there was in me

تمام توانایی من رو شناختی

Lifted me up when I couldn't reach

در زمان ناتوانی تو عصای دستم بودی

You gave me faith 'coz you believed

بمن وفا اموختی چون باورم داشتی

I'm everything I am

هر چه که هستم

Because you loved me

از عشق توست



You gave me wings and made me fly

تو به من پر پرواز دادي

You touched my hand I could touch the sky

دستام رو گرفتي تا آسمون رو لمس کنم

I lost my faith, you gave it back to me

ایمان از دست رفتمو بهم برگردوندی

You said no star was out of reach

بمن اموختی هیچ چیز غیر ممکن نیست

You stood by me and I stood tall

کنارم ايستادي و من رو سر افراز کردي

I had your love I had it all

عشق تو برام همه چیز داشت

I'm grateful for each day you gave me

برای تمام لحظات زندگیم ترا سپاس میگویم

Maybe I don't know that much

شاید به قدر کافی ندونم

But I know this much is true

ولی مطمئنم این عین حقیقته

I was blessed because I was loved by you

زندگیم پر بار بود چون تو عاشقم بودی

You were my strength when I was weak

در زمان ضعف تو بمن قدرت بخشیدی

You were my voice when I couldn't speak

در ماتم سکوت تو صدایم بودی

You were my eyes when I couldn't see

در زمان کوری تو دیدگانم بودی

You saw the best there was in me

تمام توانایی من رو شناختی

Lifted me up when I couldn't reach

در زمان ناتوانی عصای دستم بودی

I'm everything I am

هر چه که هستم

Because you loved me

بخاطر عشق توست

Because you loved me

بخاطر عشق توست


You were always there for me

در همه حال کنارم بودی

The tender wind that carried me

نسیم دل انگیزی بودی که منو با خود میبردی

A light in the dark shining your love into my life

مانند تک چراغی در ظلمت به زندگیم عشق تاباندی

You've been my inspiration

تو الهام زندگیم بوده ایی

Through the lies you were the truth

در دنیایی از دروغ تو حقیقت بودی

My world is a better place because of you

و بخاطر تو دنياي من بهترين جاست


You were my strength when I was weak

در زمان ضعف تو بمن قدرت بخشیدی

You were my voice when I couldn't speak

در ماتم سکوت تو صدایم بودی

You were my eyes when I couldn't see

در زمان کوری تو دیدگانم بودی

You saw the best there was in me

تمام توانایی من رو شناختی

Lifted me up when I couldn't reach

در زمان ناتوانی تو عصای دستم بودی

I'm everything I am

هر چه که هستم

Because you loved me

بخاطر عشق توست

I'm everything I am

هر چه که هستم

Because you loved me

بخاطر عشق توست

داستان: لیاقت عشق

داستان “لیاقت عشق”

روزی شیوانا پیر معرفت یکی از شاگردانش را دید که زانوی غم بغل گرفته و گوشه ای غمگین نشسته است. شیوانا نزد او رفت و جویای حالش شد. شاگرد لب به سخن گشود و از بی وفایی یار صحبت کرد و اینکه دختر مورد علاقه اش به او جواب منفی داده و پیشنهاد ازدواج دیگری را پذیرفته است.
شاگرد گفت که سالهای متمادی عشق دختر را در قلب خود حفظ کرده بود و بارفتن دختر به خانه مرد دیگر او احساس می کند باید برای همیشه با عشقش خداحافظی کند.
شیوانا با تبسم گفت:” اما عشق تو به دخترک چه ربطی به دخترک دارد!؟”
شاگرد با حیرت گفت:” ولی اگر او نبود این عشق و شور و هیجان هم در وجود من نبود!؟”
شیوانا با لبخند گفت:” چه کسی چنین گفته است. تو اهل دل و عشق ورزیدن هستی و به همین دلیل آتش عشق و شوریدگی دل تو را هدف قرار داده است. این ربطی به دخترک ندارد. هرکس دیگر هم جای دختر بود تو این آتش عشق را به سمت او می فرستادی. بگذار دخترک برود!
این عشق را به سوی دختر دیگری بفرست. مهم این است که شعله این عشق را در دلت خاموش نکنی . معشوق فرقی نمی کند چه کسی باشد! دخترک اگر رفت با رفتنش پیغام داد که لیاقت این آتش ارزشمند را ندارد. چه بهتر! بگذار او برود تا صاحب واقعی این شور و هیجان فرصت جلوه گری و ظهور پیدا کند! به همین سادگی!”

یک داستان جالب:فرق بهشت با جهنم چیه؟

فرق بین جهنم و بهشت

روزی یک مرد روحانی با خداوند مکالمه ای داشت: 'خداوندا! دوست

دارم بدانم بهشت و جهنم چه شکلی هستند؟ '، خداوند او را به سمت دو

در هدایت کرد و یکی از آنها را باز کرد، مرد نگاهی به داخل انداخت،

درست در وسط اتاق یک میز گرد بزرگ وجود داشت که روی آن یک ظرف خورش

بود، که آنقدر بوی خوبی داشت که دهانش آب افتاد، افرادی که دور میز

نشسته بودند بسیار لاغر مردنی و مریض حال بودند، به نظر قحطی زده

می آمدند، آنها در دست خود قاشق هایی با دسته بسیار بلند داشتند که

این دسته ها به بالای بازوهایشان وصل شده بود و هر کدام از آنها به

راحتی می توانستند دست خود را داخل ظرف خورش ببرند تا قاشق خود را پر

نمایند، اما از آن جایی که این دسته ها از بازوهایشان بلند تر

بود، نمی توانستند دستشان را برگردانند و قاشق را در دهان خود فرو ببرند.

مرد روحانی با دیدن صحنه بدبختی و عذاب آنها غمگین شد،

خداوند گفت: 'تو جهنم را دیدی، حال نوبت بهشت است'، آنها به سمت اتاق

بعدی رفتند و خدا در را باز کرد، آنجا هم دقیقا مثل اتاق قبلی بود،

یک میز گرد با یک ظرف خورش روی آن و افراد دور میز، آنها مانند اتاق

قبل همان قاشق های دسته بلند را داشتند، ولی به اندازه کافی قوی و

چاق بوده، می گفتند و می خندیدند، مرد روحانی گفت: 'خداوندا نمی فهمم؟!'

، خداوند پاسخ داد: 'ساده است، فقط احتیاج به یک مهارت دارد،

می بینی؟ اینها یاد گرفته اند که به یکدیگر غذا بدهند، در حالی که

آدم های طمع کار اتاق قبل تنها به خودشان فکر می کنند!' هنگامی که

موسی فوت می کرد، به شما می اندیشید، هنگامی که عیسی مصلوب می شد،

به شما فکر می کرد، هنگامی که محمد وفات می یافت نیز به شما می

اندیشید، گواه این امر کلماتی است که آنها در دم آخر بر زبان آورده اند،

این کلمات از اعماق قرون و اعصار به ما یادآوری می کنند که

یکدیگر را دوست داشته باشید، که به همنوع خود مهربانی نمایید،

که همسایه خود را دوست بدارید، زیرا که هیچ کس به تنهایی وارد بهشت خدا

(ملکوت الهی نخواهد شد)


به خاطر داشته باشید که من همیشه حاضرم تا قاشق غذای خود را با شما سهیم شوم.

پس حالا یه رای به این وبلاگ بده تا نگن فقط به فکر خودشه!

اگه منو میفهمیدی............

اگه احساسمو می فهميدی

قلبتو دوباره می بخشيدی

لحظه پايان اين ديدار را

روز آغاز دگر می ديدی

 

اگه بيهوده نمی ترسيدم

عشق را آنگونه که هست می ديدم

شايد اين لحظه غمگين وداع

قلبمو دوباره می بخشيدم  کاش از اين عشق نمی ترسيدم

 

ما سزاواريم  اگر گريانيم

اينچنين خسته و سرگردانيم

ما که دانسته به دام افتاديم

چرا از عاشقی رو گردانيم

 

وقتی پيمان دل را می بستيم گفته بوديم فقط عاشق هستيم

ولی با عشق نگفتيم هرگز از دو نيمه نابرابر هستيم

 

نه گناهکاريم نه بی تقصيريم

من و تو بازيچه تقديريم

هر دو در بيراهه بی رحم عشق

با دل و احساس خود درگيريم

 

بيشتر از هميشه دوستت دارم

گر چه از عاشقی و عاشق شدن بی زارم

زير آوار فرو  ريخته عشق

از دلم چيزی نمانده که به تو بسپارم

 

تو که همدردی مرا ياری ده

به من عاشق اميدواری ده

اگه عشق با ما سر ياری نداشت

تو به من قول وفاداری بده

تو به من قول وفاداری بده

ذفتر عشق

 دفتر عشـــق كه بسته شـد
ديـدم منــم تــموم شــــــــــــــــــــــــدم
خونـم حـلال ولـي بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدون
به پايه تو حــروم شــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم
اونيكه عاشـق شده بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــود
بد جوري تو كارتو مونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
براي فاتحه بهــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
حالا بايد فاتحه خونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
تــــموم وســـعت دلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو
بـه نـام تـو سنــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد زدم
غــرور لعنتي ميگفـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
بازي عشـــــقو بلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم
از تــــو گــــله نميكنــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
از دســـت قــــلبم شاكيـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
چــرا گذشتـــم از خــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــودم
چــــــــراغ ره تـاريكــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــيم
دوسـت ندارم چشماي مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن
فردا بـه آفتاب وا بشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه
چه خوب ميشه تصميم تــــــــــــــــــــــــــــــــو
آخـر مـاجرا بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشه
دسـت و دلت نلــــــــــــــــــــــــرزه
بزن تير خـــــــــــــــــلاص روازاون كه عاشقـــت بود
بشنواين التماسرو
ــــــــــــــــــــــ
ـــــــــــــــ
ـــــــــــ
ـــــــ

خداوندا..........

عجب ای دل عاشق تو ام حوصله داری

تو این سینه نشستی هزارتا گله داری

یه روز عاشق نوری یه روزی سوتو کوری

یه روز مثل حبابی یه روز سنگ صبوری

پر از شک و هراسی همیشه بی حواسی

پر از حرفیو خاموش یه قصه و فراموش

پر از راز نگفته یه کوله بار بر دوش

یه بی طاقت خسته به انتظار نشسته

یه روز رفیق راهی سفر پای پیاده

به اندازه ی عشقی پر از حرفای ساده

واسه روزای رفته سفر قصه ی خوبه

چراغ روشن راه قشنگی غروبه